خودخواه بودم

خرید بک لینک
گاهی آدم یه کارایی میکنه یه حرفایی میزنه که بعدها میفهمه که چقدر خودخواهی کرده... اونقدر سعی کنم فائزه رو به خودم نزدیک تر کنم که اصلا متوجه نبودم دارم اونو از رفیقش که خیلی خیلی فائزه رو دوست داره و اونو مثل خواهر میبینه دور میکنم... ولی اون به اندازه من شاید نتونسته فائزه رو به خودش نزدیک کنه...کلا فائزه آدم تو داری هستش سخت میشه اعتمادش رو به دست آورد و بهش نزدیک شد ..و گاهی حواسش به اطرافش نیست و همین باعث میشه متوجه محبت های شدید کسی نشه...فرشته خیلی فائزه رو دوست داره ولی هیچ وقت نشده نسبت به رابطه من و اون حسادتی نشون بده ... برعکس با من خیلی هم خوبه... خیلی ساده دله...ولی من چی؟ انقدر خودخواه بودم همش خواستم فائزه فقط و فقط منو توی این خوابگاه مثل خواهر بدونه و جوری که فائزه هم اینو فهمید و شاید از ترس اینکه من ناراحت نشم همون یه ذره توجهش به فرشته کم شه...خیلی خیلی دلم برای فرشته سوخت وقتی گف من سعی میکنم از فائزه دور باشم چون میدونم وقتی هم اتاقش شم وقتی داریم جدا میشیم من داغون میشم ... واقعا شدت علاقه ش رو درک کردم.. میگفت من واقعا فائزه رو مثل خواهر میدونم ولی اون همش توی خودشه حواسش به اطرافش نیست... درست هم میگه گاهی فائزه خیلی از اطرافش غافل میشه...شاید اگه فائزه به اطرافیانش توجه بیشتری کنه با آرامشی که توی وجودش هست و من و فرشته رو این همه به خودش جذب کرد افراد بیشتری رو جذب میکرد... واقعا حس بدیه وقتی یکی بهم میگه تو خیلی خوبی درحالی که من واقعا آدم خوبی نیستم برعکس بدم هستم... توی دوست داشتنام خودخواهم ولی اصلا دلم نمیخواد به این خودخواهی ادامه بدم... باید به فائزه این فرصت رو بدم که این محبتش رو با فرشته یا هرکسی که خیلی دوسش داره تقسیم کنه... من خیلی بدم خیلی...خدایا نذار منو اونی بدونن که نیستم و کمک کن اونی بشم که واقعا باید باشم مورد رضایت خودت .

دیگه باید سعی کنم فائزه رو بیشتر به سمت فرشته هل بدم بهش بگم حواسش رو بده به اطرافش ... اینجوری به هدفشم نزدیک تر میشه ...

فائزه ی خوب من ، آجی قشنگم

هرکی رو دوست داری بیشتر از من دوست داشته باش

من به دوست داشتن تو بیشتر از هرکسی ادامه میدم

و دیگه میخوام به اونایی هم که بخاطر علاقه زیاد بی تو کمی بی توجه شدم توجه کنم... منم باید به اطرافم توجه کنم نمیخوام دل کسی رو بشکنیم... مگه رضایت خدا از هرچیزی مهم تر نیست؟ پس محبت های دلمون رو میتونیم با همه تقسیم کنیم... هرچند که هزار نفر هم توی این خوابگاه بهم محبت کنن یکیشونم برام تو نمیشه ولی دیگه نمی خوام خودخواه باشم.. همانطور که من خواهرتم فرشته هم میتونه خواهرت باشه... منو ببخش فرشته که نزاشتم فائزه همون قدر که منو مثل خواهرش میدونه تورو هم مثل خواهر بدونه... فائزه منو ببخش که نزاشتم خیلی به فرشته توجه کنی..خدایا کمکم کن این نامردی که در حق دوتاشون کردم رو جبران کنم... خدایا مراسم امشب حالم رو خوب کرد میخوام برای ده هزارمین بار از نو شروع کنم و از فردا تمرکزم رو روی کارایی باشه که دارم انجام میدم ...از زمان خوب استفاده کنم بیخیال کلمه ی باید شم و حواسم باشه چیزی حالم رو خراب نکنه... کمک کن خودم رو با وجود تمام اشتباهاتی که داشتم و در فکر جبرانشونم دوست داشته باشم .. میخوام خوووووب شم خدایا... نمیدونم چطوری میشه واقعااااااا خوب شد ولی میدونم اگه تو بخوای میشه پس به امید خودت..

خودخواه بودم...

ما را در سایت خودخواه بودم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 50 تاريخ: چهارشنبه 1 اسفند 1397 ساعت: 3:37

صفحه بندی