خواهرم

خرید بک لینک
سلام امشب نیومدم که خاطره بنویسم اومدم که از دردی که امروز اومد توی سینه ام بنویسم. خدا لعنتشون کنه که انقدر خواهرم رو تحقیر کردن هرچی خواستن بهش گفتن بمیرم براش الهی .. حتی بخاطر حرف اونا از دامادم کتک خورد نمیتونم دامادم رو بخاطر این کارش ببخشم...حتی از خونه واسه دو روز بیرونش کرد. وقتی خواهرم اینا رو میگفت از پشت تلفن اشکم ناخواسته سرازیر میشد ... چقدر غریب گیرش آورده بودن .خدا ذلیل کنه خانواده شوهرش رو مخصوصا اون خواهرشوهر عفریته اش رو.... ازشون نمیگذرم خدایا از ته دلم ازت می خوام کاری کن تاوانش رو پس بدن... کاش کنار خواهرم بودم میدونم سخت به درد و دل کردن نیاز داره... ای خدا کاری کن هرچه زودتر با هم آشتی کنن داماد و خواهرم ..نزار ابن آدما زندگیشون رو خراب کنن.. ای خدا به تو میسپارم همه چی رو. شب بخیر

خودخواه بودم...

ما را در سایت خودخواه بودم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 80 تاريخ: دوشنبه 6 خرداد 1398 ساعت: 5:46

صفحه بندی