خیلی بی لیاقت تر از اونیم که این رویای قشنگ رو داشته باشم
اما دوست داشتم انقدر پاک و آسمونی بودم که هرشب توی خواب روحم با شهدا دیدار داشت ...یا حداقل هفته ای یه بار..یا ماهی یه بار...یا حداقل فقط و فقط واس یکبار... مخصوصا دایی شهیدم و دو تا شهیدای گمنام دانشگاهم که در حقم برادری کردن و نزاشتن اون کارگر به ناموسشون نزدیک بشه... هم اینجا برای ناموس خواهراتون جنگیدین هم اونجا هوای خواهراتونو دارین...دوستون دارم...دعام کنین..محتاج دعاتونم شدید
خودخواه بودم...ما را در سایت خودخواه بودم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 78